![]() حرفهايی است براي گفتن كه اگر گوشی نبود نمیگوييم و حرفهايی است برای نگفتن حرفهايی كه هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند حرفهای شگفت,زيبا و اهورايی همين هايند و سرمايه ماورايی هركس به اندازه حرفهايی است كه براي نگفتن دارد حرفهای بيتاب و طاقت فرسا كه همچون زبانه های بيقرار آتشند و كلماتش, هريك، انفجاری را به بند كشيده اند كلماتی كه پاره های بودن آدم اند... اينان همواره در جستجوی مخاطب خويشند اگر يافتند، يافته می شوند..و در صميم وجدان او آرام می گيرند و اگر مخاطب خويش را نيافتند، نيستند و اگر او را گم كردند، روح را از درون به آتش میكشند و دمادم حريق های دهشتناك عذاب بر او میافروزند... دکتر علی شریعتی
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 جستجو
پیوندها
در محفل بزرگان
رمضان الکریم قال رسول الله (ص) تقوای خدا آشنايی با چهل گناه زبان: مرگ و یاد کردن آن ملیت از دیدگاه اسلام قدر و قضا 5 قدر و قضا 4 قدر و قضا 3 قدر و قضا 2 قدر و قضا 1 اندیشه ها اعجاز قرآن خشوع در نماز چگونـه تشكـر كنيـم ؟ شخصيت حضرت ابوبكر سخنرانی استاد ناصر سبحانی اهميت نماز در اول وقت غزل واره پايانی ديوان نبوت ما ز قرآن دور مانديم اي دريغ مناجات نصیحت حضرت لقمان(ع) به فرزندش علم و دین تزکيه سکولاریزم فلسفه اذان دهکده دانلود لیست وبلاگ ها قالب های وبلاگ اخبار ایران اخبار ICT تفریحات اینترنتی تالارهای گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
>
>
|
روناکی
پاییزها می آیند و میروند اما این یکی را با دست پر آغاز کردیم قدروقضا2
ب- قدر: به معناي وقت وزمان مقدر شده براي چيزي وبه معناي مكان نيز آمده است. « إِلَى قَدَرٍ مَعْلُومٍ» مرسلات /22 « تا زمان معين شده» « ... فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا... » رعد / 17 « پس رودخانه ها به اندازه خود جاري گرديدند » در اين دو آيه قدر به معناي زمان و مكان آمده است. راغب در ادامه توضيح معناي « قدروقضا » گويد : « قضاي خدا از قدر اخص است چون قضا يعني قطع وفصل وقدر يعني تقدير واندازه گيري. قضا يعني قطع و فصل قدر ها و مقدورات. گروهي قدر را به معناي آماده كردن براي پيمانه ، وقضا را پيمانه كردن تفسيركرده اند .واقعه ي ابو عبيده وعمر (رضي الله عنهما) ناظر به اين معني است . حضرت ابو عبيده به حضرت عمر گفت : « آيا از قدر خدا فرار وجود دارد ؟ حضرت عمر (رض) گفت: از قدر خدا مي گريزم به قدر خدا پناه مي برم» اشاره به اين دارد كه قدر عبارت از اموري است كه هنوز واقع نشده اما انتظار وقوع آن مي رود ، ولي قضا به معناي امري است كه واقع شده و گريز از آن ممكن نيست . بعضي قضا وقدر رايكي دانسته اند اما چنين نيست چون قدر وتقدير يعني تبيين كميت شيئي . قدر وتقدير خداوند به دو شكل صورت مي گيرد : 1- قدرت بخشيدن به شيئي . 2- آن را به مقتضاي حكمت بر مقدار و وجه مخصوصي قرار دادن » مفردات راغب اصفهاني . باب القاف . از تعريف فوق بر مي آيد كه قضا يعني اتمام تكوين وآفرينش شيئي ، وقدر يعني تبيين كميت ومقدار آن. معناي« قضا وقدر » اگر با هم در يك كلام آمده باشد ،عبارت است از : « اراده ي خداوند برايجاد و آفرينش اشياء بر وجه مخصوص ، وسپس ايجاد بالفعل آن بر وفق مراد .» امام نووي « قدر» را اينگونه تعريف مي كند: «خداوند پاك ومنزّه در قديم سرنوشت اشياء راتعيين نمود ومي داند كه آن حوادث در زمان و مكان مشخص وباصفات وويژگيهاي مخصوصي ، نزد او رخ خواهد داد. پس مطابق با سرنوشتي كه تعيين فرمود، حوادث روي مي دهد (كه همان قضا مي باشد ). » براي توضيح بيشتر به آيات زير نگاهي مي اندازيم : «اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَى وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ » رعد / 8 « خدا مي داند كه هر زنی (در شكم خود) چه چيزی حمل می كند (وبار اوپسر يا دختر است ،و وضع جسمانی وروحانی ،وكيفيت و كميت استعدادها و نيروهای بالقوه در او چگونه است )،و می داند كه رحمها از چه چيزی می كاهند وبر چه چيز می افزايند ( وفعل وانفعالات دوران عادی وقاعدگی وآبستنی آن ها چگونه بوده وزمان حاملگی وزايمان چه وقت وچقدر وبرچه منوال است).وهر چيز در نزد او به مقدار وميزان است(واز اندازه ی معين وحساب مشخص برخوردار است).» « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » الحجر/21 « وچيزی وجود ندارد مگر اينكه گنجينه های آن در پيش ماست وجز به اندازه معين ومشخص (كه حكمت ما اقتضا كند ) آن را فرونمی فرستيم.» «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» القمر /49 «ما هر چيزی را به اندازه لازم واز روی حساب ونظام آفريده ايم» وآن چه از مجموع اين آيات فهميده می شود اين است كه : قدر يا سرنوشت عبارت است از نظم و نظام محكم و استوار و قوانين عمومی ودقيقی كه خداوند برای جهان هستی برنامه ريزی فرموده ويا روش و برنامه ای كه برپايه اسباب ومسببات استوار می باشد. |+| نوشته شده توسط روناکی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت
|