تبليغاتX
روناکی
روناکی
پاییزها می آیند و میروند اما این یکی را با دست پر آغاز کردیم
قدروقضا2

ب‌-        قدر:

به معناي وقت وزمان مقدر شده براي چيزي وبه معناي مكان نيز آمده است.

« إِلَى قَدَرٍ مَعْلُومٍ» مرسلات /22

« تا زمان معين شده»

« ... فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا... »  رعد /  17

« پس رودخانه ها به اندازه خود جاري گرديدند »

در اين دو آيه قدر به معناي زمان و مكان آمده است.

راغب در ادامه توضيح معناي « قدروقضا » گويد : « قضاي خدا از قدر اخص است چون قضا يعني قطع وفصل وقدر يعني تقدير واندازه گيري.

قضا يعني قطع و فصل قدر ها و مقدورات.

گروهي قدر را به معناي آماده كردن براي پيمانه ، وقضا را پيمانه كردن تفسيركرده اند .واقعه ي ابو عبيده وعمر (رضي الله عنهما) ناظر به اين معني است . حضرت ابو عبيده به حضرت عمر گفت :

« آيا از قدر خدا فرار وجود دارد ؟ حضرت عمر (رض) گفت: از قدر خدا مي گريزم به قدر خدا پناه مي برم»

اشاره به اين دارد كه قدر عبارت از اموري است كه هنوز واقع نشده اما انتظار وقوع آن مي رود ، ولي قضا به معناي امري است كه واقع شده و گريز از آن  ممكن نيست . بعضي قضا وقدر رايكي دانسته اند اما چنين نيست چون قدر وتقدير يعني تبيين كميت شيئي .

 قدر وتقدير خداوند به دو شكل صورت مي گيرد :

1-     قدرت بخشيدن به شيئي .

2-     آن را به مقتضاي حكمت بر مقدار و وجه مخصوصي قرار دادن » مفردات راغب اصفهاني . باب القاف .

از تعريف فوق بر مي آيد كه قضا يعني اتمام تكوين وآفرينش شيئي ، وقدر يعني تبيين كميت ومقدار آن.

معناي« قضا وقدر » اگر با هم در يك كلام آمده باشد ،عبارت است از :

« اراده ي خداوند برايجاد و آفرينش اشياء بر وجه مخصوص ، وسپس ايجاد بالفعل آن بر وفق مراد .»

امام نووي « قدر» را اينگونه تعريف مي كند:‌ «خداوند پاك ومنزّه در قديم سرنوشت اشياء راتعيين نمود ومي داند كه آن حوادث در زمان و مكان مشخص وباصفات وويژگيهاي مخصوصي ، نزد او رخ خواهد داد. پس مطابق با سرنوشتي كه تعيين فرمود، حوادث روي مي دهد (كه همان قضا مي باشد ). »    

براي توضيح بيشتر به آيات زير نگاهي مي اندازيم :

«اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثَى وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ »  رعد / 8

« خدا مي داند كه هر زنی (در شكم خود) چه چيزی حمل می كند (وبار اوپسر يا دختر است ،و وضع جسمانی وروحانی ،وكيفيت و كميت استعدادها و نيروهای بالقوه در او چگونه است )،و می داند كه رحمها از چه چيزی می كاهند وبر چه چيز می افزايند ( وفعل  وانفعالات دوران عادی وقاعدگی وآبستنی آن ها چگونه بوده وزمان حاملگی وزايمان چه وقت وچقدر وبرچه منوال است).وهر چيز در نزد او به مقدار وميزان است(واز اندازه ی معين وحساب مشخص برخوردار است).»

« وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » الحجر/21

« وچي‍زی وجود ندارد مگر اينكه گنجينه های آن در پيش ماست وجز به اندازه معين ومشخص (كه حكمت ما اقتضا كند ) آن را فرونمی فرستيم.»

«إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» القمر /49

«ما هر چيزی را به اندازه لازم واز روی حساب ونظام آفريده ايم»

وآن چه از مجموع اين آيات فهميده می شود اين است كه : قدر يا سرنوشت عبارت است از نظم و نظام محكم و استوار  و قوانين عمومی ودقيقی كه خداوند برای جهان هستی برنامه ريزی فرموده ويا روش و برنامه ای كه برپايه اسباب ومسببات استوار می باشد.

|+| نوشته شده توسط روناکی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت |