تبليغاتX
روناکی
روناکی
مرگ بر مرگ خاموش برکه، زنده باد زندگی خروشان رود
قدر وقضا4

 

-        مثلث مقدّرات آفريدگار « مواهب ، مصائب ، مكاسب » :

هرگاه در پرتو آينه هاي كلام الله وروشنايي عقل وحسّ بشري جريان هاي جهان هستي مربوط به افراد نوع انسان را بررسي كنيم به اين نتيجه قطعي مي رسيم كه آن جريان ها فقط سه نوع هستند ، «مواهب ، مصائب ، مكاسب» ؛ زيرا بعد از يقين به اينكه جهان هستي مجموعه اي است از علت ها ومعلول ها و هيچ پديده اي بدون علّت خاص خود تحقق نمي نمايد ، پديده هايي را   مي بينيم كه علّت تحقق آن ها از دسترس انسان خارج است خواه موافق تمايلات انسان ها باشند كه آن ها را « مواهب » مي نامند وخواه مخالف تمايلات و طبيعت انسان ها كه در اين صورت آن را « مصائب، مصيبتها» مي گويند.    

اين دو جريان (مواهب و مصائب ) همانگونه كه عقل وحس ودرك بشري آن را غير اختياري مي شمارد ، آيات وحي خدا نيز آن ها را مقتصاي قدر قطعي واجتناب ناپذير به شمار مي آورد ودر باره ي بخش مواهب مي فرمايد:

« لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ *أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ »  شوري / 49-50

« مالكيت آسمان ها وزمين از آن خداست . هرچه بخواهد مي آفريند به هر كس بخواهد دختراني مي بخشد وبه هر كه بخواهد پسراني عطا مي كند . ويا اينكه هم پسر مي دهد وهم دختران . وخدا هر كه را بخواهد نازا مي كند . او بس آگاه و توانا ست»

«قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ »  ملك / 23

« بگو خدا كسي است كه شما را (از عدم) آفريده است ، و براي شما گوش وچشم ودل درست كرده است ( كه وسيله كار و سعادت شما هستند . اما شما اين نعت را ) كمتر سپاسگذاري مي كنيد . »

« قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »  توبه / 51

« بگو : هرگز چيزي (از خير وشر ) به ما نمي رسد ، مگر چيزي كه خدا براي ما مقدر كرده باشد . ( اين است كه نه در برابر خير مغرور مي شويم ونه در برابر شربه جزع و فزع مي پر دازيم . بلكه كار وبار خود را به خدا حواله مي سازيم ، و ) او مولي و سرپرست ما است ، ومؤمنان بايد تنها بر خدا توكّل كنند وبس .»

«مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»   حديد / 22

« هيچ رخدادي در زمين به وقوع نمي پيوندد . يا به شما دست نمي دهد ، مگر اينكه پيش از آفرينش  زمين وخود شما ، در كتاب بزرگ و مهمي (به نام لوح محفوظ ، ثبت وضبط) بوده است‌، واين كار براي خدا ساده وآسان است.‌»

« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ* أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »   بقره   /  155 -156 -157

« وقطعاً شمارا با برخي از ( امور همچون ) ترس وگرسنگي وزيان مالي وجاني وكمبود ميوه ها ، آزمايش مي كنيم ، ومژده بده به بردباران * آن كساني كه هنگامي كه بلائي بدا نان مي رسد ، مي گويند : ما از آن خدائيم وبه سوي او باز مي گرديم* آنان (همان بردباران با ايماني هستند كه) الطاف ورحمت واحسان ومغفرت خدايشان شامل حال آنان مي گردد ، و مسلّماً ايشان راه يافتگان (به جاده حق وحقيقت وطريق خير و سعادت ) هستند.»

گاهي در ايجاد علل جريان ها مشيّت باري تعالي براين تعلق گرفته كه انسان ها نيز دخالتي داشته باشند ، واراده وتصميم گيري وحركات مصّممانه انسان ها به عنوان جزئي از اجزاي علّتها ، سبب ايجادآن جريان ها بشوند . اعم از اينكه موافق فرامين خدا وفرموده هاي پيامبر باشد ، يا اينكه مخالف فرامين خدا وفرموده هاي پيامبر باشد .

اين دو جريان ، همانگونه كه عقل وحسّ‌و درك بشري آن ها را كارهاي اختياري وانتخابي و ويژگيهاي ابتدايي وعواقب آن ها را جدا از اعمال اجباري والزامي مي داند ، همچنين آيه هاي كلام الله نيز صريحاً آن دو جريان را اختياري وانتخاب انسان ها شمرده و    آن ها را به خود انسان ها نسبت مي دهد واقدام به آن ها را «كسب » انسان مي نامند ؛

« لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ...   »    بقره  / 286

« خداوند به هيچ كس جز به اندازه ي توانائي اش تكليف نمي كند (وهيچگاه بالاتر از ميزان قدرت شخص از او وظائف وتكليف  نمي خواهد . انسان ) هر كار(نيكي كه ) انجام دهد براي خود انجام داده و هر كار(بدي كه) بكند به زيان خود كرده ... »

« وَالَّذِينَ آَمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ »     طور / 21

« كساني كه خودشان ايمان آورده اند و فرزندانشان از ايشان در ايمان آوردن پيروي كرده اند ، (در بهشت) فرزندانشان را بديشان ملحق مي گردانيم (تا زادگان دلبند خود را در كنار خود ببينند واز انس با آنان لذت بيشتري ببرند ) بي آنكه ما اصلاً از عمل آن كسان چيزي بكاهيم (و از اندوخته ي پدران و مادران چيزي برداريم وبه فرزندانشان بدهيم ، ويا بدين وسيله بر حسنات فرزندان بيفزائيم و يا گناهانشان را از اين راه بزدائيم ). چرا كه هر كس در گرو كارهايي است كه كرده است.»

« لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ »   ابراهيم / 51

« اين بخاطر آن است كه خداوند مي خواهد هر كس را مطابق آن چه انجام داده است سزا وجزا دهد. خداوند حسابرس تند وسريعي است. »

« كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ »   مدثر / 38

« هر كس در برابر كارهايي كه كرده است ( در دوزخ زنداني مي گردد و) گروگان مي شود. »

« مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ »  روم / 44

« كساني كه كافر شوند ، كفرشان به زيان خودشان است (و وبال آن عاقبت دامنگيرشان مي گردد) وكساني كه (ايمان داشته و) كارهاي نيكو انجام دهند، (راه بهشت سرمدي ونعيم ابدي را ) براي خود مهيا مي سازند . »

« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا »  كهف / 110

« (اي پيامبر !) بگو : من فقط انساني همچون شما هستم (وامتياز من اين است كه من پيغمبر خدايم وآنچه گفت: بگو؛ مي گويم ) وبه من وحي مي شود كه معبود شما يكي است وبس . پس هر كس كه خواهان ديدار خداي خويش است ، بايد كه كار شايسته كند ، ودر پرستش پروردگارش كسي را شريك نسازد. »                 

   حل علمي تضاد مشيّت  مطلق الهي با مشيّت انسان ها

برخي گفته اند ، آياتي كه بر تاثير اراده و مشيّت انسان در اعمال واحوال او دلالت دارند با آيه هايي كه به طور مطلق تحقق تمام موجودات و اعمال و حالتها را به مشيّت باري تعالي نسبت مي دهند مانندآيه ي: مدثر / 31

« ...كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ...»

تعارض وتناقض دارند . در پاسخ بايد گفت دانشمندان اسلامي براي درك درست معاني آيه ها و استنباطهاي علمي از مفاهيم آن ها علمي را به نام «علم اصول فقه » وضع كرده اند ومطابق يكي از اصول و قاعده هاي آن علم ، هر گاه در آيه هاي قرآن امري در چندين محل به قيدي يا به قيدهايي مقيد شده بود . اگر در جايي به طور اطلاق ذكر گرديد در معني كردن آن مطلق بايد آن قيد يا قيدها را منظور نمود . براي مثال : در آيه فوق ومانند آن كه« يُضلُّ مَن يشاء»‌براي گمراه كردن مردم به طور اطلاق ذكر گرديده به قرينه آيه هاي :

«  يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآَخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ »  ابراهيم  / 27

« خداوند مؤمنان را به خاطر گفتار استوار (وعقيده ي پايدارشان)هم در اين جهان (در برابر زرق و برق ماديات وبيم وهراس مشكلات محفوظ ومصون مي نمايد) وهم در آن جهان (ايشان را در نعمت ها ي فراوان و عطاياي بي پايان ، جاويدان و) ماندگار مي دارد، و كافران را (در دنيا و آخرت) گمراه وسرشكسته مي سازد ، و خداوند هر چه بخواهد انجام مي دهد. »

« ... كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ * الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آَيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ الَّذِينَ آَمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ» غافر /34-35

«... اين چنين خداوند اشخاص متجاوز و متردد را گمراه و سر شكسته مي سازد* آنان كسانيند كه بدون هيچ دليلي كه (از عقل يا نقل در دست) داشته باشند، در برابر آيات (موضعگيري مي كنند و) به ستيزه وكشمكش مي پردازند . (چنين جدال بي اساس و نادرستي با آيات الهي) موجب خشم عظيم خدا و كساني خواهد شد كه ايمان آورده باشند . اينگونه خداوند بر هر دلي كه خود بزرگ بين و زورگو باشند، مُهر مي نهد (و حس تشخيص رااز آن مي گيرد).»

«مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُو مِنْ قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ  » غافر / 74

« (همان انبازهائي كه) غير از خدا (مي پرستيديد) . مي گويند: از ما نهان شده اند وهدر رفته اند ، بلكه اصلاً ما قبلاً (در دنيا ) چيزي را كه ارزش و مقامي داشته باشد (نپر ستيده ايم . چيزهايي را كه پرستش مي كرده ايم اوهام و خيالاتي بيش نبوده اند ). خدا اين چنين كافران را سرگشته مي سازد. »

مشيّت خدا وقتي به اضلال و گمراه كردن بندگان تعلق مي گيرد كه ستمگر ، اهل اسراف وايجاد تشكيك در عقايد و كفر پيشه باشند ، يعني قبلاً خودشان با قصد و اراده خويش اسباب آن اضلال را آماده كرده باشند و مشيّت خدا وقتي به لغزانيدن دل آنان تعلق مي گيرد دل آنان با قصد واراده ، لغزش پيدا كرده وسبب گرديده كه خدا دل هاي آنان را بلغزاند از سوي ديگر مشيّت باري تعالي وقتي به مهر كردن واصلاح ناپذيري آنان تعلق مي گيرد كه آن قلب ها با قصد واراده ي خودشان انباشته از خود پرستي وتكبر و جبروت شده باشند .

ثانياً در آيه هاي فوق كه در« يَهْدي مَن يَشاء» به طور اطلاق مشيت خدا براي هدايت مردم ذكر گرديده به قرينه آيه هاي :

«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»  عنكبوت / 69

« كساني كه براي (رضايت) ما به تلاش ايستند ودر راه (پيروزي دين) ما جهاد كنند ، آنان رادر راههاي منتهي به خود رهنمود (ومشمول حمايت وهدايت خويش) مي گردانيم ، وقطعاً خدا با نيكوكاران است (وكساني كه خدا در صف ايشان باشد پيروز و بهروزند).»

« إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ »   يونس / 9

« بيگمان كساني كه ايمان مي آورند وكارهاي شايسته مي كنند ، پروردگارشان آنان را به سبب ايمان (راستين و كارهاي خدا پسند ) رهنمودشان مي نمايد (و در دنيا بر ايمان ، استوار وثابت قدمشان مي دارد ، ودر آخرت به بهشت نائلشان مي فرمايد كه) جويبارها در زير (كاخهاي) ايشان در بهشت خوش و پر ناز ونعمت روان است . »

« وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آَمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»  حج / 54

« واينكه عالمان و آگاهان بدانند كه آنچه (پيامبران به مردم مي گويند) حق بوده واز جانب پروردگار تو است ، پس بايد بدان ايمان بياورند تا دل هايشان بدان آرام گيرد و دربرابرش تسليم وخاضع شود . قطعاً خداوند مؤمنان را به راه راست رهنمود مي نمايد (و شبهه ها و وسوسه هاي شيطاني را در پرتو هدايت و وحي آسماني بديشان مي شناساند وحيران و سرگردانشان نمي گذارد) . »

وقتي مشيت خداوند به هدايت مردم تعلّق مي گيرد كه در راه كسب رضايت خدا با هم در تلاش و كوشش باشند و داراي ايمان و عمل شايسته باشند . يعني قبلاً خودشان با قصد و اراده ي خويش اسباب آن هدايت را آماده كرده باشند .

-         راز اعلان مصايب و مواهب به عنوان مطالب مجهول العلّه :

اولاً ، دل هاي زخمي و آزرده مصيبت زدگان را از اين راه تسلّي بخشد كه اين حادثه علاوه براينكه مربوط به امروز و اين زمان نيست و مقتضاي قدر ازلي است، جزء آن دسته از مقدراتي است كه چون علّت آن از نظر بشر مخفي است، تغيير آن نيز از دايره ي قدرت بشر خارج است و اين دو وضع يكي قديمي شدن حادثه و ديگري ممكن نبودن جلوگيري از آن ، در پايين آوردن تأثير آن بسيار مؤثر است .

ثانياً ، تو هم افراد بزدل و ترسو را مردود مي شمارد ، كه از راه واهمه گويي، حوادثي راكه جزخدا كسي علّت آن ها را نمي داند ، معلول علّت هاي موهوم وخيالي به شمار مي آورند . مثلاً اعزام به جبهه دفاع از دين را علّت تحقق مرگ و پرداخت زكات را استقبال از فقر و روزه بودن را پيشوازي از بيماري وحق جويي و راستگويي را استقبال از خطر مرگ ومصائب مي دانند ، ولي قرآن براي اعلان اين كه علّت « مصائب» وبه ويژه مصيبت مرگ را فقط خدا مي داند مي فرمايد :

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»  آل عمران / 156

« اي كساني كه ايمان آورده ايد شما همانند كافران نباشيد كه چون برادرانشان به مسافرتي (براي تجارت وكسب وكار) مي رفتند (و مي مردند) يا (در كشورهاي خود ياجاي ديگري) به جنگ مي پرداختند(و كشته مي شدند) مي گفتند: اگر نزد ما مي ماندند ،  نمي مردند و كشته نمي شدند . (شما اي مؤمنان چنين سخناني را نگوئيد. ) تا خداوند اين (گفتار و گمان) را حسرتي بردل آنان كند. وخدا است كه زنده مي كند و مي مي راند (وزندگي و مرگ در دست او است) و خدا آنچه را كه مي كنيد (چه خوب باشد چه بد) مي بيند. »

از سوي ديگر راز و حكمت اعلان مجهول العله بودن « مواهب» و خارج بودن علّت آن ها از دسترس بشر ، اين است كه دارندگان موهبت ها چون از علّت آن ها ناآگاه بوده ودر ايجاد آن ها نقشي نداشته اند حق ندارند به خود بنازند و به شيوه هايي از فخر فروشي و خود بزرگ بيني وتحقير مردم، مسرور شوند . به همين جهت قرآن كريم همانگونه كه در بيان حكمت اعلان مجهول العله نمودن «مصائب» مي فرمايد: « لِكَيْلا تَأْ سَوْا عَلي ما فاتَكُمْ» در بيان حكمت اعلان مجهول العله نمودن «مواهب» نيز مي فرمايد: « وَ لا تَفْرَحُوا بِما ا تيكُمْ»

از آنجا كه علّت اين سري از مقدرات از انسان پنهان مانده است لذا خوب است كه انسان از بحث وجدل درباره ي آن ها پرهيز نمايد . از ابو هريره(رض) روايت شده كه گفت :« ما مشغول جرّ و بحث درباره ي قضا و قدر و سرنوشت بوديم كه پيامبر خدابرما وارد شد . چهره اش از خشم بر افروخت وفرمود : آيا من براي اين به سوي شما فرستاده شده ام ؟ حقيقتاً كساني كه پيش از شما هلاك شدند به خاطر نزاع و درگيري درباره ي اين امر بود. به شما تأكيد مي كنم تا ديگر در اين مورد با هم درگير نشويد . »

به همين خاطر ، كسي كه سؤالي را از او (ابا هريره)(رض) مي پرسد ، در پاسخ مي گويد: راه تاريك وطي ناشدني است وقتي كه سؤالش را تكرار كرد گفت: درياي عميق و بي پاياني است . باز سؤال را تكرار كرد ، گفت : برتو پوشيده شده ، تو آن را فاش و برملا مكن ... ، مانند چنين سؤالي زماني پيشنهاد مي گردد كه در باره ي نظام و قوانين حاكم بر زندگي و مرگ و تنگي و گشايش رزق و روزي و غيره باشد نه بحث درباره خود قضا و قدر .

در مورد گوشه ي سوم يعني «مكاسب» بايد گفت ازآنجايي كه آفريدگار علّت هاي آن رااز نظر انسان مخفي نكرده وانسان ها به ايجاد علل آن ها آشنايي دارند ، پس اختيار دارند كه با ايجاد آن علّت ها ، معلول آن ها و با عدم آن علّت ها ، ضد معلول آن   علّت ها رابه تحقق برسانند .

بسياري از مردم اين گوشه يعني «مكاسب»را با «مواهب و مصائب» قاطي مي كنند و فكر مي كنند كه خداوند پاك ومنزه به آن چه كه براي بنده اش تعيين و تقدير نموده . او را ملزوم و مجبور مي سازد در حالي كه واقعيت بر خلاف پندار آن ها ست بلكه قدر يا سرنوشت يعني دانستن اينكه هر چه را كه انسان در آينده كسب كند ، خداوند از پيش برآن آگاه بوده وبر  اساس بر آورد او ، از بنده اش صادر مي شود ، و هر عمل نيك و بد و يا خير و شري را او برايش خلق مي كند . قدر اسمي است براي آن چه كه به طور محاسبه اي از موجود توانا و قادري صادر شود .

خداوند به آن چه كه در آينده روي خواهد داد ، آگاهي دارد و اين آگاهي هيچ تأثيري در اراده و اختيار بنده ندارد . زيرا علم در اينجا به معني دانستن و كشف كردن است نه تأثير نهادن .

براي درك بهتر اين موضوع و براي اين كه ايمان به قضا و قدر در دل جاي گيرد لازم ست انسان حدود كار خود را از حدود كار خداوند جدا كند به تعبيري در اموراتي كه مربوط به خداوند است دخالت نكند كه دخالت هم نمي شود كرد . دايره و حدود كار خداوند اينست كه چه مي شود و چه نمي شود و دايره ي مسؤليت انسان اين است كه چه بكند و چه نكند .

آياتي كه در اين راستا ، آزادي و اراده انسان را تأييد مي كنند ، درقرآن بسيار زيادند از جمله:

 «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا (*) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا (*) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا (*) وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا »   الشمس  / 7ـ8ـ9ـ10

« وسوگند به نفس آدمي ، وبه آن كه او را ساخته وپرداخته كرده است (و قواي روحي وي را تعديل ، و دستگاههاي جسمي او را تنظيم نموده است) * سپس بدو گناه وتقوا را الهام كرده است (و چاه و راه و حسن و قبح را توسط عقل و وحي به او نشان داده است). * (قسم به همه ي اينها) كسي رستگار و كامياب مي گردد كه نفس خويش را (با انجام طاعات وعبادات ، و ترك معاصي ومنهيات) پاكيزه دارد و بپيرايد (و آن را با هويدا ساختن هويت انساني رشد دهد و بالا برد) . * وكسي نا اميد وناكام مي گردد كه نفس خويشتن (و فضائل و مزاياي انسانيت  خود را در ميان كفر و شرك و معصيت) پنهان بدارد و بپوشاند ، و (به معاصي) بيالايد.»

 «   أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ* وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ* وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ»    بلد  8 / 9 / 10

« مگر ما براي او دو چشم را ترتيب نداده و نساخته ايم؟ * و زباني و دو لب را نيافريده ايم؟ * و راه خير و شر را بدو ننموده ايم؟»

«  إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا»  انسان /3

« ما راه را بدو نموده ايم ، چه او سپاسگزار باشد يا بسيار ناسپاس»

« كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ » مدثر  / 38

« هر كسي در برابر كارهايي كه كرده است ( در دوزخ زنداني مي گردد و) گروگان مي شود. »

« مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» فصلت / 46

« هر كس كه كار نيك بكند به نفع خود مي كند ، و هر كس كه بد بكند به زيان خود مي كند ، و پروردگار تو كمترين ستمي به بندگان نمي كند»

«    وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ»  شوري / 30

« آنچه از مصائب و بلا به شما مي رسد، به خاطر كارهايي است كه خود كرده ايد.تازه خداوند از بسياری (از كارهای شما‌)گذشت

می كند(كه شما از آنها توبه نموده ايد ويا با كارهای نيك آن ها را از نامه ی اعمال زدوده و پاك كرده ايد)».

«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي

عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (*) قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ

الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ»روم/41-42

«(هميشه چنين بوده است كه )تباهی وخرابی در دريا وخشكی به خاطر كاهائی پديدار گشته است كه مردمان انجام می داده اند

.بدين وسيله خدا سزای برخی از كارهايی را كه انسان انجام می دهند بديشان می چشاند تا اينكه آنان (بيدار شوند واز دست

يازيدن به معاصی ) برگردند * (ای پيغمبر !)بگو :در زمين بگرديد وبنگريد سرانجام كار پيشينيان به كجا كشيده است .(خواهيد

ديد كه خدا آنان را هلاك ،وخانه هايشان را ويران كرده است ،زيرا كه )بيشتر آنان مشرك بوده اند(وشرك مايه ی تباهی است)».

گاهی گفته می شود :اگر خدا به انسان آزادی واختيار عطا فرموده ،پس معنی اين آيه چيست :

«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ»تكوير/29

«و حال اينكه نمی توانيد بخواهيد جز چيزهايی را كه خداوند جهانيان بخواهد».

در جواب می گوييم :معنايش اين است كه بنده ،چيزي نمي خواهد مگر اين كه در قلمرو اراده و خواست خدا باشد . اراده ي بشر

مستقل از اراده ي خدا نيست . خدا از انسان مي خواهد يكي از دو راه ، هدايت يا گمراهي را براي خود بر گزيند . بنابراين اگر راه

هدايت را برگزيند در چهار چوب اراده ي خدا عمل كرده و اگر گمراهي را انتخاب كند ، باز هم در قلمرو اراده ي حق تعالي

مي باشد تمام آياتي كه اينگونه اند ، معنايشان از آنچه بيان كرديم ، بيرون نيست.

|+| نوشته شده توسط روناکی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت |